لسان الملك سپهر

598

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

نظر و كلفت خاطر ، عالم حقايق و حاوى دقايق تواند شد . همانا خويشتن به گردن نهاده‌ام كه تمامت احاديث و حكايات و جلّ قصص و روايات را چنان طراز دهم كه بعد از مطالعه آن مراجعه هيچ كتاب و هيچ باب نياز نيفتد . پس بانى اين ضمانت و پايندانى « 8 » ، اگر هر قيل و قالى را به انشاد شعر و انشاى مثل حلى و حلل مىبست و هر جواب و سؤالى را به ايراد آيتى و تحرير حكايتى استشهاد مىنهاد ، صد ( 100 ) مجلد حمل اين نگارش بر نمىتافت و يك تن طريق استكشاف اين گزارش نمىيافت . همانا اگر شهريار گيتىستان تلفيقى مترسّلانه طلب كند و به تنميقى « 9 » اديبانه پروانه « 10 » دهد ، بدان گونه نگار دهم كه نظما و نثرا دست نگارندگان پيشين از كار شود ، و دساتير « 11 » اولين اساطير الاولين « 12 » نمايد . بندگانيم گوش بر فرمان

--> ( 8 ) . پايندانى : ضمانت و عهده‌دارى ( 9 ) . تنميق : زينت دادن كتاب ( 10 ) . پروانه : منشور و فرمان است . ( 11 ) . دساتير : نام كتابى است از متقدمين عجم ( س ) . دساتير كتابى مجعول كه در سلطنت اكبر شاه از گوركانان هند معاصر صفويه توسط فردى به نام آذر كيوان و پيروان او فراهم شده و آن را به پيامبرى جعلى از ايران باستان به نام ساسان پنجم نسبت داده و ترجمه فارسى آن را نيز بدان افزوده‌اند ، اين كتاب بعد از آنكه به چاپ رسيد مايه گمراهى فرهنگ‌نويسان شد و لغات ساختگى آن از راه فرهنگها در شعر شاعرانى چون شيبانى ، اديب الملك فراهانى و فرصت شيرازى راه يافت ، اغلاط تاريخى آن نيز وارد تاريخ‌هاى دورهء قاجار شد . برخى از واژگان دساتيرى امروزه در ميان فارسى زبانان رواج دارد . ( 12 ) . اساطير الاولين : كلمات بيهوده پيشينيان